+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:6 توسط ایرج پاکپور
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 16:17 توسط ایرج پاکپور